السيد موسى الشبيري الزنجاني

5787

كتاب النكاح ( فارسى )

مطمئن مىشود كه اين ظاهر بدوى مراد نيست ، چون غنيه آنجا كه شرايط صحت نكاح را ذكر مىكند تمكن از نفقه را جزء شرايط ذكر نمىكند با آنكه اگر تمكن از نفقه شرط باشد جا داشت كه اينجا ذكر كند . آنچه ايشان ذكر مىكند اين است كه كفائت عبارت از ايمان و يسار است ، اما كفائت موضوع چه حكمى از احكام است را ايشان اينجا تعيين نمىكند كه آيا در صحت عقد كفائت معتبر است . يا در جاى ديگر وقتى در باب شروط صحت ، ايشان اسمى از يسار و تمكن از نفقه نمىبرد و در اينجا هم مىگويد : در كفائت ، يسار معتبر است ، اين دو عبارت خود يك نحوه ظهورى دارد در اينكه كفائت مربوط به شروط صحت نيست ، بلكه موضوع براى حكم ديگرى است . جاى ديگر ايشان مىفرمايد : « كفائت موضوع اجابت است « 1 » » . يعنى اگر مردى از دختر شخصى خواستگارى كرد و داراى شرايطى بود از جمله « يسار » داشت جايز نيست ولىّ دختر ، او را ردّ كند و اگر ردّ كرد عاصى است . پس كلام غنيه ربطى به بحث فعلى ما ندارد ، هر چند عبارت غنيه گمراه‌كننده است . اكنون بايد ادله طرفين را بررسى كنيم . تمسك به برخى ادله براى اشتراط تمكن از نفقه در كفائت 1 - استدلال به آيه شريفه وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ . نساء / 25 . وجه استدلال اين است كه آيه مىفرمايد : اگر شما قدرت مالى بر ازدواج با حرائر از مؤمنات نداريد سراغ ملك يمين برويد . پس شرط صحت ازدواج با حرائر ، تمكن از نفقه است . محصنات در آيه به معناى حرائر است ، چون كنيزها آن گونه مصونيت عمومى كه براى حرائر بود را نداشتند ، بيرون از منازل بودند و حجاب و پوشش كامل نداشتند ، قهراً مورد تجاوز قرار مىگرفتند ، اما حرّه مصونيت داشته از اين رو به

--> ( 1 ) - ابن زهره ، الغنيه .